جمعه , مهر ۲۷ ۱۳۹۷
خانه / ۱۳۹۷ / مهر

بایگانی ماهانه: مهر ۱۳۹۷

لباس مجلسی بلند و گلدار در رنگ های شاد

لباس مجلسی بلند و گلدار در رنگ های شاد

لباس مجلسی های گلدار و بلند که جدیدا بسیار مد شده اند باعث میشوند شیکپوشی به سبکی خاص را تجربه کنید زیرا فقط خانم هایی با سلیقه های خاص این مدل لباس ها را میپسندند. لباس مجلسی گلدار و بلند شیک لباس مجلسی های زنانه در سبک ها و مدل های …

ادامه نوشته »

مدل لباس مجلسی لمه و شنی در رنگ های مختلف

لباس های لمه جدیدترین مد امسال هستند که خانم ها مدل های کوتاه و بلند آن ها را برای مجالس انتخاب میکنند، لباس مجلسی های لمه در مجالس شب حسابی میدرخشند. مدل لباس مجلسی با پارچه لمه شنی لباس های لمه و لباس های لمه شنی این روزها حسابی رو بورس …

ادامه نوشته »

لباس مجلسی سرهمی overall زنانه لاکچری

لباس مجلسی های سرهمی زنانه که به overall شناخته میشوند استایل مجلسی و لاکچری به خانم های لاغر و قد بلند میبخشند. لباس مجلسی سرهمی زنانه مد روز و شیک لباس مجلسی سرهمی بهترین انتخاب برای خانم هایی است که کت دامن، پیراهن بلند و تاپ دامن دوست ندارند، لباس های سرهمی …

ادامه نوشته »

پارت ۱۷ جلد دوم دیانه

  ماشین کنار دادگستری نگهداشت. چادرم رو کمی جلوتر کشیدم. دو تا سرباز زن دو طرفم راه می رفتن. وارد دادگستری شلوغ و پر سر و صدا شدیم. با دیدن مونا و امیرعلی کمی ته دلم گرم شد. امیریل هم کنار مادرش روی صندلی نشسته بود. سرم و پایین انداختم …

ادامه نوشته »

پارت ۴۲ رمان هزار چم

با بهت درحالی که حسابی جوش آورده بود گفت: _ قانون به زن مریض هیچی نمیده. با قدرت گفتم: _ من مهریه نمی خوام! من حجره ای که به نامم هست رو می خوام! بگو خالیش کنن. بعد سمت چمدانم رفتم و خودم را با جمع کردن لباس هایی که …

ادامه نوشته »

رمان تقاص

رمان تقاص

رمان تقاص  نویسنده : هماپوراصفهانی ژانر : عاشقانه سالها پیش … وقتی هنوز چشم به دنیا باز نکرده بودم حوادثی رخ داد که تاثیرش را مستقیم روی زندگی من و تو گذاشت … شاید هیچ کس تصورش را هم نمی کرد یک عشق اتشین در گذشته باعث یک عشق اتشین …

ادامه نوشته »

رمان تقاص فصل آخر

همه زار می زدن برای تو .. برای باربد … برای بچه تون … برای خوشبختیتون! اینکه اون چند وقت چی به ما گذشت گفتن نداره. قضیه جاسوسی باربد که لو رفت همه شوکه شده بودیم! اصلاً بهش نمی اومد همچین آدمی باشه. ولی خوب بیچاره عاشقی براش شد داس …

ادامه نوشته »

رمان تقاص فصل ۸ قسمت ۲

داریوش تا به حال به این قضیه فکر کردی که می شه با صبر به خیلی چیزا رسید. – منظورت چیه؟ کنارش روی مبلی نشستم و در حالی که سیگار رو از دستش می گرفتم و لیوان شربت رو میون انگشتاش جا می دادم گفتم: – از کجا معلوم که …

ادامه نوشته »

رمان تقاص فصل ۸ قسمت ۱

– یالا دیگه حالا صدای قار و قور شکم آرمین تا بالا هم می رسه. با اینکه حوصله نداشتم با کسی روبرو بشم، ولی درستش نبود که پایین نرم. بلند شدم و بعد از مرتب کردن موهام بازم بدون اینکه خیلی به در و دیوار اتاق خیره بشم، همراه سپیده …

ادامه نوشته »

رمان تقاص فصل ۷

با وحشت گفتم: – زده به سرت؟!!! این حرفا چیه؟! طلاق بگیرم بچه مو هم سقط کنم … بعد تا اخر عمر بشینم یه گوشه زار بزنم … دستی دستی خودمو بدبخت کنم! دیگه چی عزیزم؟ سپیده آهی کشید و گفت:- می خواستم مطئن باشم که واقعا باربد رو دوست …

ادامه نوشته »