جمعه , فروردین ۳۰ ۱۳۹۸
خانه / ۱۳۹۷ / بهمن

بایگانی ماهانه: بهمن ۱۳۹۷

رمان حرارت تنت پارت ۳۰

    یاشار از جا بلند میشه و میگه : میرم و هرچی شد خبرت میکنم آبجی خانوم … آبجی خانوم گفتنش رو دوست دارم اما ذهنم کنار مسیحه … نمی فهمم کِی از خونه بیرون میره … نمی فهمم و دستم رو روی قلبم می ذارم … از وقتی …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم پارت ۱۵

    فروزان تشکری کرد و به سمت شاهرخ برگشت. مطب تقریبا شلوغ بود. -بیا بشین، کارم تموم شد میریم سونوگرافی! شاهرخ سوییچ را درون جیبش چپاند و گفت: میرم تو ماشین منتظرت میشم عزیزدلم. فروزان اصراری نکرد. شاهرخ رفت و فروزان هم وارد اتاق دکتر شد. ویزیتش زیاد طول …

ادامه نوشته »

رمان قصاص

رمان قصاص

  رمان قصاص  نویسنده : سارا گل    خلاصه: شاید برای همه پیش اومده باشه که میون روزمرگی ها ، جایی بین مشکلات کوچک و بزرگ اتفاقی رخ بده که حتی فکرش رو هم نمی کردی. یا خوب ، یا بد ! اتفاق خوب در آینده میشه یه خاطره ی …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم پارت ۱۴

    حداقل نه حالا که فقط چند روز از آمدنشان می گذشت. -من برم کمک رقیه.گناه داره دست تنهاست. مهربان هم بود… سر تکان داد و شادان دامن پر چینش را تکاند و به سمت آشپزخانه رفت. *********** برنامه چیده بودند شب را بیرون از خانه بخوابند. شاهرخ و …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۲۹

  نادر تند ازم فاصله میگیره و میگه : پاش .. پاش پیچ خورد، گرفتم نیفته … بغض کرده و عصبی بهش نگاه میکنم … مامان ماهی اخم میکنه و یه تعداد برگه رو سمت نادر میگیره … می تونی اینو ببری ، فکر میکنم اینارو می خواد … نادر …

ادامه نوشته »

رمان دیازپام پارت ۱۱

  -اسپاکو، منم با عمه و بابا موافقم. روستا دیگه برای شما امن نیست. پسر خان فهمیده تو دختری … اون الان فکر می کنه تو دست اون داعشی های لعنتی هستی. بذار همین فکر و بکنه؛ بیاین تهران و با خیال راحت کنار هم زندگی می کنیم. دنبال کار …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم پارت ۱۳

    -من تورو یادم نمیاد اصلا. شادان متعجب نگاهش کرد. اصلا متوجه جمله اش نشد. فربد به قیافه ی بانمکش نگاه کرد و لبخند زد. -خاطره ای ازت ندارم.غیر از یه داد و هوار حسابی بابا بخاطر وجودت. مزاحم بود. خودش هم می داست مزاحم زندگی مادرش هست. اما …

ادامه نوشته »