جمعه , فروردین ۳۰ ۱۳۹۸
خانه / رمان های آنلاین

رمان های آنلاین

رمان قصاص

رمان قصاص

  رمان قصاص  نویسنده : سارا گل    خلاصه: شاید برای همه پیش اومده باشه که میون روزمرگی ها ، جایی بین مشکلات کوچک و بزرگ اتفاقی رخ بده که حتی فکرش رو هم نمی کردی. یا خوب ، یا بد ! اتفاق خوب در آینده میشه یه خاطره ی …

ادامه نوشته »

رمان بوی عشق

رمان بوی عشق

  رمان بوی عشق  نویسنده : سارا کزازی ژانر : عاشقانه هیجانی  همراه با صدای خود نویسنده      #پارت اول   -مشترک مورد نظر خاموش میباشد؛لطفا… اه؛یعنی کجا میتونه رفته باشه؟!: +رزا بیا ناهار. -مامان میل ندارم. +یعنی چی میل نداری؟دیروز نه ناهار خوردی نه شام . امروزم صبحانه …

ادامه نوشته »

رمان من یک بازنده نیستم

رمان من یک بازنده نیستم

  رمان من یک بازنده نیستم ژانر : عاشقانه  دامن بلند مشکی رنگش را بالا گرفت و وارد مرغدانی شد. هنور هم تصویر رودرویش با فردین در سرش بود. مردیکه ی لعنتی! با آن چشمان لعنتی تر از خودش! روی چهارپایه کوچک و چوبی نشست و خیره ی مرغ تپلی …

ادامه نوشته »

رمان دیازپام

رمان دیازپام

    رمان دیازپام  نویسنده : فریده بانو  ژانر : عاشقانه  روبروی آینه ی کوچک توی تنها اتاق خونه ایستادم. موهای مشکی و نرمم رو کامل بافتم و لچکو روی پیشونیم بستم. مادر وارد اتاق شد. نگاهی به قد بلند و هیکل تقریباً درشتش انداختم. لباسهای بلند و پرچین بختیاریش …

ادامه نوشته »

رمان همسر دوم

رمان همسر دوم

    رمان همسر دوم    و را دیدم… امروز هم. خواب بودی …نگاهت کردم. باور که نمیکنی! اما درست با همان شور و اشتیاق روزهای اول این رابطه چند ماه و چند روز و چندساعته نگاهت کردم .تو اما مرا ندیدی….درست مثل تمام ندیدن های این چند ماه و …

ادامه نوشته »

رمان شروع تلخ

رمان شروع تلخ

    رمان شروع تلخ  نویسنده : فاطمه .ب ژانر : عاشقانه  بخشی از خلاصه رمان شروع تلخ :   سوگند روبروش ایستاده بودم با نفرت نگاهی به چشمام انداخت و گفت : _یه وارث میاری و گورت و گم میکنی؟ یقه لباسمو گرفت و به سمت خودش کشیدم : …

ادامه نوشته »

رمان عروس استاد فصل دوم استاد مغرورمن

رمان عروس استاد

  #رمان عروس_استاد نویسنده : ترنم  در واقع توی این رمان مهرداد و ترانه هم حضور دارن و یه جورایی فصل دوم استاد مغرور من هست فقط شخصیت ها کسای دیگه ای هستن و مهرداد و ترانه زمانی وارد داستان میشن که استاد مغرور تمام بشه   دامن لباس عروسمو …

ادامه نوشته »

رمان پناهم باش

رمان پناهم باش

رمان پناهم باش   عمارت همیشه آروم و بی سر و صدا بود! اونقدری از مادر ترس داشتند که اگر هم خونه آتیش میگرفت؛ کسی اجازه ی فریاد زدن نداشت! اما اون لحظه صدای جیغ بچه ای تو عمارت پیچیده بود که من رو به تعجب انداخته بود! با تعجب …

ادامه نوشته »

رمان آخرین سرو

رمان آخرین سرو

رمان آخرین سرو نویسنده : زینب ایلخانی  سر فصل شروع هر دوره از زندگى ام همیشه با پاییز آغاز شده است؛ این قرارداد طبیعی,بین من و پاییز همیشگى است؛ روزی که به دنیا امده ام نیز پاییز بود … با پاییز عاشقی کردم ؛ اصلا تمام اتفاقات و رویدادهاى مهم …

ادامه نوشته »

رمان استاد مغرور من

رمان استاد مغرور من

 استاد مغرور من نویسنده : ترنم ژانر : عاشقانه روی صندلی لم دادم و مثل کارگاه به در کلاس خیره شدم . میخواستم ببینم این کیه که جای استاد حسامی اومده و نصف بچه های کلاس به و به چه چه قد و قامتشو میکنن . یکی از علایقم این …

ادامه نوشته »