سه شنبه , آذر ۲۰ ۱۳۹۷
خانه / رمان / رمان سنگ قلب مغرور (صفحه 3)

رمان سنگ قلب مغرور

سنگ قلب مغرور پارت ۳

ـ پس تا ۶صبح امادس. خوبه… بهتره زودتر بریو تمومش کنی….. من با این حرفش بلند شدم و خواستم برگردم که دیدم هی وای من… پشتم کاملا لخته و الان باید کتشو بهش بدم… و باز با این ریخت جلوش برم…توی فکر بودم که دیدم روبروم با فاصله کمی ایستاده …

ادامه نوشته »

سنگ قلب مغرور پارت ۲

فرماشون با تمام فرمهای لباسی که قبلا دیده بودم فرق داشت یه جورایی شیک و گرون قیمت بودند. اصلا نمی شد اسمشون رو فرم گذاشت……. بعد از آشنایی با ساختمون دوباره به طبقه ی سوم رفتیم تا با همکارام آشنا بشم. در کل ۱۳ نفر معمار توی شرکت کار میکردند …

ادامه نوشته »

سنگ قلب مغرور پارت ۱

نام کتاب : سنگ قلب مغرور نویسنده : asiyeh69 خیلی وقته یاد گرفتم بخندم.اگر تمام دنیا ،بدبختیهاشو بهم هدیه بده بازم میخندم. گریه هامو بغض هامو هق هقام رو فقظ باید بالشت رویخت خوابم ببینه. فقظ بالشت تخت خوابم رفیق غم و ناراحتی هامه…… تنها شاهد اشکهای من این اتاقه …

ادامه نوشته »