سه شنبه , آذر ۲۰ ۱۳۹۷
خانه / رمان / سقوط یک فرشته

سقوط یک فرشته

رمان سقوط یک فرشته

رمان سقوط یک فرشته

    رمان سقوط یک فرشته نویسنده : هنری وود  خلاصه رمان: 🔸 دختری به اسم ایزابل با پدرش که یکی از اشراف زادگان انگلستانه زندگی میکنه پدر ایزابل فردی خوش گذرون و بی خیاله تا اینکه به خاطر همین کاراهاش تمام دارایی هاش رو به باد میده. پس ازین …

ادامه نوشته »

رمان سقوط یک فرشته پارت آخر

  “آیا شما او را ملاقات کرده اید.” “خیر … نخیر” کارلایل دیگر چیزی در این خصوص نگفت نگاهی به ویلیام افکنده اظهار داشت: “می بینید رنگ و روی بچه چقدر تغییر کرده” “بلی آقا، بکلی تغییر کرده، ویلسون میگفت ساعات آخر فرا رسیده، شاید تا بیست و چهار ساعت …

ادامه نوشته »

رمان سقوط یک فرشته پارت ۹

  رنگ و روی کارلایل برافروخته شد و گفت : « خیر نمیتوانم ، اگر بجز له ویزون کس دیگری بود شخصاً اقدام می کردم ولی با اینحال نمی توانم » « این چه حرفی است ؟ هرکس دیگر باشد موقع را برای انتقام مقتنم میشمارد » « من جزای …

ادامه نوشته »

رمان سقوط یک فرشته پارت ۸

    «هیچ کار.اصلاً همیشه خسته هستم.» «به آقای دکتر واین رایت گفته ای که خسته هستی؟» «نه پدر جان چه فایده دارد.اگر بگویم باز هم از آن دوای بدمزه به من می دهد.» «آن دوا برای تقویت است.» «برعکس مرا بیشتر کسل می کند.» کارلایل نگاه طولانی که حاکی …

ادامه نوشته »

رمان سقوط یک فرشته پارت ۷

  احتیاج به دانستن اسم اصلی او دارم. «با کمال میل حاضرم این خدمت را برای شما انجام دهم» تورن از جای برخاسته با کارلایل وداع نموده بیرون رفت و متعاقب آن جویس وارد شده در برابر کارلایل ایستاده گفت:« آقا، از قراری که خانم کورنی می فرمودند ظاهراً در …

ادامه نوشته »

رمان سقوط یک فرشته پارت ۶

  این خبر در اولین وهله یک نوع حس آرامش و رضایتی برای ایزابل فراهم نمود می دید که موجود کوچک و ناتوان از زحمات ۴۲۸-۴۳۸ پرستار وی هر دو قبل از اینکه کسی به مدد آنها شتابد بدرود زندگی گفتند. ایزابل هنوز حیات داشت و نیروی دماغش بر جای …

ادامه نوشته »

رمان سقوط یک فرشته پارت ۵

  «شاید راه حلی پیدا کنیم ولی در این لحظه بشا اطمینان بدهم که بعد ها در کار شما مداخله کنم یا خیر.» تورن با کمال سادگی جواب داد:«من امیدوار هستم بلکه اطمینان دارم که کار مرا حل خواهید کرد.» کارلایل خندید و گفت یاد دارید روز اول به شما …

ادامه نوشته »

رمان سقوط یک فرشته پارت ۴

  اینکار ک امکان پذیر نیست خانم من حاضر به قول پذیرایی از او نخواهدشد کارلایل چون این بشنید بدون مضایغه گفت:اهمیتی ندارد آقای سر پیتر ممکن است چند روزی در خانه من منزل کند کسی گمان نخواهد برد ک در انجا هست و با این جهت مزاحم او نخواهد …

ادامه نوشته »

رمان سقوط یک فرشته پارت ۳

    برخلاف پیش بینی طبیب طفل زنده مانده و روز به روز نیرومندتر وشاداب تر می شد.برای پرستاری او احتیاج بخدمت گذاری پیدا کردند و بجستجوی چنین کسی برآمدند،مدتی گذشت روزی خانم کورنی داخل اطاق ایزابل شده و بدون مقدمه خندید و گفت:«خانم هیچ میدانید چه کسی برای پرستاری …

ادامه نوشته »

رمان سقوط یک فرشته پارت ۲

  کارلایل روز بعد نیز در آنجا ماند و راجع بجریان کار اقدامات بدوی بعمل آمده عصر روز بعد که از آنجا عزیمت نمود تقریباً مقدمات امر فراهم شده بود قرار بر این شد که امر ازدواج بفوریت صورت گیرد. تمام کسانی که در این قضیه دخالت داشتند هر کدام …

ادامه نوشته »