شنبه , آذر ۲۴ ۱۳۹۷
خانه / رمان / کی گفته من شیطونم

کی گفته من شیطونم

رمان کی گفته من شیطونم ؟

رمان کی گفته من شیطونم

رمان کی گفته من شیطونم ؟ نویسنده: SHADI 73 خلاصه داستان: من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم که تو دلتنگم شوی… و محکم در آغوشم بگیــری … و شیطنت وار ببوسیم … و من نگذارم… عشق من … بوسه با لـــجبازی، بیشتر می چسبـــد!!! … پایان خوش ?ژانر : …

ادامه نوشته »

پارت آخر کی گفته من شیطونم

شلوارکم رو از زیر لباس پوشیدم …. در اتاق باز شد ارمان اومد تو سینی قهوه تو دستش بود … – اه چرا لباس هاتو عوض نکردی ؟ – اخه نمیتونم زیپش رو باز کنم … سینی قهوه رو گذاشت روی میز عسلیه ی کنار تخت … – بیا این …

ادامه نوشته »

پارت ۱۹ کی گفته من شیطونم

سوت بلند زد … – به به بلاخره عروس خانم از خواب بلند شد … یه خنده ای از ته دل کردم واقعا داشتم عروس میشدم همیشه از بچگی با خودم میگفتم اون هایی که عروسیشونه چه حسی دارن حالا الان داشتم خودم اون حس رو تجربه میکردم و این …

ادامه نوشته »

پارت ۱۸ کی گفته من شیطونم

– دانیال بسه دیگه بیا بریم نهار بخوریم ….. نهار بهونه بود میخواستم برم خونه تا یک ذره از استرسم کم بشه  کل تنش شنی شده بود وای که چه قدر بدم میومد از اینکه شن ها به تن ادم بچسبه ….. – خاله همین طوری بیام ؟ به دور …

ادامه نوشته »

پارت ۱۷ کی گفته من شیطونم

– بیا جلو ببینم چیه ؟ ان قدر ترسیده بودم که بدون هیچ حرفی رفتم جلو ….. چند قدم اومد نزدیک تر ….. – ارمان چیه ؟ زود باش ببین چیه ؟ وای مامانی … صورتش رو اورد نزدیکم تا به خودم بیام محکم لب هاشو گذاشت روی لب هام …

ادامه نوشته »

پارت ۱۶ کی گفته من شیطونم

– هرگز چی ؟ تروخدا حرف بزن دارم میمیرم ….. – ساحل میدونم الانه شوکه زده میشی اما ما دیگه نمیتونیم هرگز باز به این جاش که رسید سکوت کرد شیطونه میگه خودم برگه های ازمایش رو از تو جیبش در بیارم …… – نصفه جونم کردی بگو دیگه ؟ …

ادامه نوشته »

پارت ۱۵ کی گفته من شیطونم

– بله ؟ – دخترم میشه چند لحظه بیام تو باهات کار دارم ….. باباست ، یعنی باهام چی کار داره …… از جام بلند شدم در رو باز کردم ….. دوباره سریع برگشتم روی تخت نشستم ….. -خوبی دختر بابا ؟ چند وقتی بود که دو تایی ا هم …

ادامه نوشته »

پارت ۱۴ کی گفته من شیطونم

مانتوی مشکیم رو برداشتمو پوشیدم شلوارمم عوض کردم با همون شال رفتم پایین نمیدونم ارمان چی بهشون گفته بود که همه اشون تو اشپزخونه بودن ….. سریع دویدم به سمت استخر خدا خدا میکردم که بابا در کناریه استخر رو نبسته باشه …… وقتی به چشمم به قفل افتاد که …

ادامه نوشته »

پارت ۱۳ کی گفته من شیطونم

بازم دلم داشت گول میخورد ما دختر ها چه قدر بدبختیم این قدر به پای این پسر ها می مونیم اون وقت اون ها یه نیم نگاهی هم به ما نمیکنند – میخوام برم دیگه نمیخوام هیچی بشنوم ….. -اخه تو بگو من چه کار خلافی کردم تا خودم بدونم …

ادامه نوشته »

پارت ۱۲ کی گفته من شیطونم

دریا و مامان هم زدن زیر گریه خدا رو شکر بعد از یه هفته دوباره حرف زد ….. به بابا گفتم بلندش کنه بذارتش روی تخت ….. صورتش رو گرفتم تو بغلم …. – جان خاله خوبی عزیزم …… با دست های کوچلوش اشک هامو پاک کرد …. – خاله …

ادامه نوشته »