سه شنبه , بهمن ۳۰ ۱۳۹۷
خانه / رمان (صفحه 30)

رمان

رمان حرارت تنت پارت ۱۸

به سینه ش می خورم و با همون ترس سر بلند میکنم … اخمو نگام میکنه و حرصی دندوناش رو می بینم که روی هم می کِشه …. صدای جیغ و دست و هورا دورمون بلند میشه که اطراف رو نگاه میکنم … هرکسی متلکی میندازه … عاقا زوج امشب …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۱۷

مسیح انگاری حالش رو میبینه که چقدر داغونه و چیزی نمیگه … سمت کسری می ره : هوی .. پاشو .. کسری .. پاشو تنه لش … کسری چشم باز میکنه و با دیدن مسیح می خنده : بَه ، داش مسیح گل … کش دار حرف میزنه و مشخصه …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۱۶

  چهره ی سودابه وا میره و میخندم که صدای کسری میاد : مرض داری بچه ؟  خب خودش خوشش اومده دیگه … غیره اینه ؟ حالا چه فرق داره من بگم خوبه یا نه ؟ مسیح نگام می کنه : تو کی می خوای بری ؟  کجا ؟  خونه …

ادامه نوشته »

پارت ۱۴ جلد دوم دیانه

  با اینکه چهره ی آرایش کرده ای داشت اما انگار حال نداشت. مونده بودم چطوری میخوان سوار شن که غزاله اومد جلو و گفت: -حکومت خانوم هاست، من جلو پیش دیانه جون می شینم. پارسا رو صندلی عقب جا گرفت وغزاله کنارم نشست. بعد از طی مسافت خسته کننده …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۱۵

خب اهور … پوزخند صدا داری میزنه و می گه : با اهورا بودی ! نمی دونم چرا نمی خوام ذهنش جاهای بدی بره و تند میگم : اومدم بیرون … خب گوشی نداشتم ، شماره ی تو رو هم نداشتم … فقط شماره اهورا بود … زنگ زدم اومد …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۱۴

اهورا محل نمیده که سوار آسانسور میشم و پایین میرم … مسیح جلوی ساختمون ایستاده و با دیدنم ریز بین نگام میکنه که میگم : حاج بابا چشه ؟ علیک سلام … خجالت زده جواب می دم : سلام … سوار شو … سوار میشم که مسیحم پشت فرمون میشینه …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت

رمان حرارت تنت

رمان حرارت تنت نفس نفس می زنم. توجهش سمت دیوار جلب میشه و یه قدم جلو میاد … ترسیده تر، هر دو دستم رو جلوی دهنم میذارم و تکیه م رو به دیوار میزنم .. چسبیدن رژ لبم به کف دستم رو حس میکنم … کمر لختم سردی دیوار سنگی …

ادامه نوشته »

رمان حرارت تنت پارت ۱۳

جاوید میشینه جلوش از دوست دخترای یکی از یکی رنگی ترش حرف میزنه بعد توقع داره جوابش مثبت هم باشه … میترا بابک کجا موند ؟ … از اتاق بیرون میزنه و مژگان میگه : وایسا منم بیام …. سیما به کسری نگاه میکنه : به نظرم تا پنجاه تای …

ادامه نوشته »