پنج شنبه , فروردین ۲۹ ۱۳۹۸
خانه / رمان (صفحه 71)

رمان

رمان زحل

نویسنده: نیلوفر قائمی فر خلاصه: دختری دزد و ساقی که ناخواسته دراین زندگی گرفتار شده بعد از سالها با پسری خودساخته و موقر برخورد میکند و در طی اتفاقات پیش آمده هم خانۀ او می شود تا جایی که … زحل یک دختر دزد و ساقی ست که کل شهر …

ادامه نوشته »

رمان ستاره شب

    اسم رمان : ستاره شب  نویسنده : بهار خسروی  ژانر :عاشقانه و دراماتیک  مقدمه   یک شب خوب تو آسمون یک ستاره چشمک زنون تا آخرش تا پای جون ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون طول نکشید عشق من و ستاره جون یه ابر سیاه …

ادامه نوشته »

رمان هزار چم

رمان هزار چم

#هزار_چم #زینب_ایلخانى تاریخ، همیشه بى رحم بوده است… همیشه تلخ… همیشه قاتل… از چنگیز ها و اسکندر ها می گوید؛ از قتل عام بشریت؛ از جنگ ها، از مرگ، از بى عدالتى… از بذل و بخشش خاک سرزمین ها… از جنایات بر سر تاج و تخت…. تاریخ مگر چند کوروش، …

ادامه نوشته »

رمان شاه شطرنج

رمان شاه شطرنج

رمان شاه شطرنج نویسنده: P*E*G*A*H خلاصه داستان: گیرم که باخته ام !!! اما کسی جرات ندارد به من دست بزند یا از صفحه بازی بیرونم بیندازد . شوخی که نیست , من شاه شطرنجم !!! تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میلم بسازم . آرزو طلب نمیکنم، …

ادامه نوشته »

جلد دوم رمان اسطوره

رمان: اسطوره نویسنده : P*E*G*A*H فصل دوم پنج ماه بعد شاداب: -دریغ از ذره ای شعور تو اون کله ی پوک تو… کتابهایم را توی کولی گذاشتم و گفتم: -آخه خنگ خدا…واسه حلقه و طلا و لباس خواب خریدن که لشکرکشی نمی کنن.خودتون دوتا برین..بی سرخر..بی مزاحم… پا روی پا …

ادامه نوشته »

جلد دوم رمان دیانه

جلد دوم رمان دیانه

جلد دوم رمان دیانه   با چند گام بلند سمت اتاق کار آقای کاظمی رفتم و بی هوا در و باز کردم. آقای کاظمی که انتظارم رو نداشت، هول کرد و سریع از پشت میز بلند شد. -سلام خانوم! …. چیزی شده؟! دست به سینه شدم. -این چه وضعه کاره …

ادامه نوشته »

رمان بگذار آمین دعایت باشم

نویسنده: Shazde Koochool خلاصه داستان: دختری که تو خونه ی پدرش مث یک خدمتکار زندگی میکنه و به اجبار پدرش با مردی ازدواج میکنه که عاشق خواهرشه… پایان خوش مقدمه : صدای چرخ زمان می آید…صدای کفشدوزک های رهگذر می آید…صدای قناری پربسته میان راه افتاده می آید…و…صدای قدم های تو …

ادامه نوشته »